|
یا صاحب الزمان ادرکنی فعالیت هال کلامی -عقیدتی
| ||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم انا اعطیناک الکوثر
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:20 ] [ ققنوس 19 ]
مقامات حضرت فاطمۀ زهرا (س) از نظر امام خمینی قلم قاصر است و اندیشه ام خاموش از اینکه مطلبی در مورد آن حضرت بنگارد ! پس گوش جان می سپاریم به سخنان حکیم فرزانه و عارف نامی فرزند برومندش در شرح مقامات مادر سادات ، ام الائمه ، حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها: تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها- جلوه كرده و بوده است. يك زن معمولى نبوده است؛ يك زن روحانى، يك زن ملكوتى، يك انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانيت، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان. او زن معمولى نيست؛ او موجود ملكوتى است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلكه موجود الهى جبروتى در صورت يك زن ظاهر شده است.... تمام هويتهاى كمالى كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد- تمام- در اين زن است. ...؛ زنى كه تمام خاصههاى انبيا در اوست. زنى كه اگر مرد بود، نبى بود؛ زنى كه اگر مرد بود، به جاى رسول اللَّه بود...؛ تمام حيثيت زن و تمام شخصيت .... معنويات، جلوههاى ملكوتى، جلوههاى الهى، جلوههاى جبروتى، جلوههاى مُلكى و ناسوتى- همه- در اين موجود مجتمع است. انسانى است به تمام معنا انسان؛ زنى است به تمام معنا زن. از براى زن ابعاد مختلفه است؛ چنانچه براى مرد، و براى انسان. اين صورت طبيعى نازلترين مرتبه انسان است و نازلترين مرتبه زن است و نازلترين مرتبه مرد است؛ لكن از همين مرتبه نازل، حركت به سوى كمال است. انسان، موجود متحرك است؛ از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب، تا فنا در الوهيت. براى صديقه طاهره اين مسائل، اين معانى حاصل است. از مرتبه طبيعت شروع كرده است، حركت كرده است؛ حركت معنوى؛ با قدرت الهى، با دست غيبى، با تربيت رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- مراحل راطى كرده است تارسيده است به مرتبهاى كه دست همه از اوكوتاه است. (1) ایشان در بارۀ مهمترین مقامات آن حضرت چنین می فرمایند: من راجع به حضرت صديقه- سلام اللَّه عليها- خودم را قاصر مىدانم كه ذكرى بكنم، فقط اكتفا مىكنم به يك روايت كه در كافى شريفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است كه حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- مىفرمايد: فاطمه- سلام اللَّه عليها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در اين دنيا، بودند و حزن و شدت برايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مىآمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مىكرد و مسائلى از آينده نقل مىكرد. (2) ظاهر روايت اين است كه در اين 75 روز مراودهاى بوده است؛ يعنى، رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياى عظام درباره كسى اينطور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتيهاى كه واقع مىشده است، مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذريه او مىرسيده است در آتيه، ذكر كرده است و حضرت امير هم آنها را نوشته است، كاتب وحى بوده است حضرت امير، همان طورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است- والبته آن وحى به معناى آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم- كاتب وحى حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است. مسئله آمدن جبرئيل براى كسى يك مسئله ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى مىآيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسى كه جبرئيل مىخواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است، چه ما قائل بشويم به اينكه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولى است يا پيغمبر است. او تنزيل مىدهد او را و وارد مىكند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه خير، حق تعالى او را مأمور مىكند كه برو و اين مسائل را بگو. چه آن قسم بگوييم كه بعض اهل نظر مىگويند و چه اين قسم بگوييم كه بعض اهل ظاهر مىگويند، تا تناسب ما بين روح اين كسى كه جبرئيل مىآيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد، امكان ندارد اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسى و عيسى و ابراهيم و امثال اينها، بين همه كس نبوده است، بعد از اين هم بين كسى ديگر نشده است. حتى درباره ائمه هم من نديدهام كه وارد شده باشد اينطور كه جبرئيل بر آنها نازل شده باشد، فقط اين است كه براى حضرت زهرا- سلام اللَّه عليها- ست كه آنكه من ديدهام كه جبرئيل بهطور مكرر در اين 75 روز وارد مىشده و مسائل آتيهاى كه بر ذريه او مىگذشته است، آن مسائل را مىگفته است و حضرت امير هم ثبت مىكرده است. و شايد يكى از مسائلى كه گفته است، راجع به مسائلى است كه در عهد ذريه بلند پايه او حضرت صاحب- سلام اللَّه عليه- است، براى او ذكر كرده است كه مسائل ايران جزو آن مسائل باشد، ما نمىدانيم، ممكن است. در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلى كه براى حضرت زهرا ذكر كردهاند- با اينكه آنها هم فضايل بزرگى است- اين فضيلت را من بالاتر از همه مىدانم كه براى غير انبيا- عليهم السلام- آن هم نه همه انبيا، براى طبقه بالاى انبيا- عليهم السلام- و بعض از اوليايى كه در رتبه آنها هست، براى كس ديگر حاصل نشده. و با اين تعبيرى كه مراوده داشته است جبرئيل در اين هفتاد و چند روز، براى هيچ كس تاكنون واقع نشده و اين از فضايلى است كه از مختصات حضرت صديقه- سلام اللَّه {است} (3) این حکیم فرزانه وظیفۀ ما در برابر این بزرگان را چنین بیان می کند . ما بايد سرمشق از اين خاندان بگيريم: بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان، بلكه همه از همه آنها. آنها زندگى خودشان را وقف كردند از براى طرفدارى مظلومين و احياى سنت الهى. ما بايد تبعيت كنيم و زندگى خود را براى آنها قرار بدهيم. كسى كه تاريخ اسلام را مىداند، مىداند كه اين خاندان هر يكىشان مثل يك انسان كامل، بلكه بالاتر، يك انسان الهى- روحانى، براى ملتها و مستضعفين قيام كردند در مقابل كسانى كه مىخواستند مستضعفين را از بين ببرند ..(4) ............................... 1 - صحیفه امام، ج7، ص: 338 2 –اصول کافى، ج 1، ص 457، ح 1. 3 – صحیفه امام، ج20، ص: 5 و 6 4- صحیفه امام ج6 530 [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:56 ] [ ققنوس 19 ]
بسمه تعالی. سلام. این وبلاگ تا اطلاع ثانوی به دلیل مشکلات فنی رایانه به روز نخواهد شد
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:41 ] [ ققنوس 19 ]
آثاربه جای مانده ازعلامه شهید استاد مطهری(قدس
سره) ریشه درمنابع اصیل ومتقن و مستدل اسلامی دارد که قابلیت استناد و بهره برداری
پژوهشگران و محققین علوم دینی را درهرزمان ومکان داراست ، آنچه که امام خمینی(ره)
درباره ایشان فرمودند بسیار عمیق و نشاندهنده شخصیت برجسته اوست " مطهری حاصل عمر من بود "
به مناسبت ایام شهادت آن عالم عامل و عارف کامل و فیلسوف الهی و مفسر قرآن ، برآن شدم تا قطره ای ازاقیانوس آثار پر برکتش را جهت جلب رضایت خداوند کریم و بخشایشگر تقدیم دوستداران ایشان نمایم ، روحش با اولیای الهی محشور باد.
ادامه مطلب [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:33 ] [ ققنوس 19 ]
بهار و قیامت شاید زیاد شنیده باشیم که بهار رستا خیز طبیعت است ! بهار قیامت طبیعت است! یعنی بهار ماکت قیامت است یعنی درختانی که در زمستان سرد رشدشان متوقف شده و به نظر خشک می آیند در بهار دوباره جان می گیرند و رشد خود را از سر آغاز می کنند و حیات دوباره می یابند. شکوفه و برگ و سپس میوه می دهند . انسان هائی هم که مرده اند و بدنشان خاک شده است و رشد طبیعی خود را از دست داده است در قیامت دوباره زنده می شوند و بدنشان دوباره شکل می گیرد! رسول گرامی اسلام می فرمایند : « اذا رأیتم الربیع فاکثروا ذکر النشور » هنگامی که بهار را دیدید زیاد یاد قیامت کنید. این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز در قرآن کریم نیز آیاتی دربارۀ رشد مجدد درختان و گیاهان در بهار آمده است و تأکید شده است قیامت نیز اینچنین است. دانشمندان اسلامی این گونه آیات را دلیل بر « امکان معاد جسمانی » می دانند. بعضی از منکرین معاد که بعضاً بعد روحانی انسان را قبول ندارند دلیل انکارشان ، خاک شدن جسم بعد از مرگ و پوسیده شدن آن است .اینان نمی توانند معاد جسمانی را بپذیرند و از این رو کلاً منکر معاد شده اند. در حالیکه اولاً انسان بعد روحانی هم دارد که حقیقت وجود انسان است وهنگام مرگ نابود نمی شود و توسط فرشتۀ مرگ هنگام به تمام و کمال دریافت و در عالم برزخ نگهداری می شود .1 قرآن کریم بارها خاطرنشان می سازد که این جسم هم هنگام قیامت دوباره ساخته می شود ! مگر نه اینکه خداوند قادر متعال یکبار در ابتدای خلقت انسان را ساخت ؟ آیا ساخت مجدد جسم انسان از ساخت اولیۀ آن مشکل تر است؟ 2 آیا اگر قدرت محدود ما امکان ساخت مجدد را نداشت می توانیم این عجز را به خالق خود هم نسبت بدهیم؟ در حالیکه او قادر مطلق است و می تواند حتی سر انگشتان هر انسانی را نیز مثل روز اول بسازد! 3 بعضی آیات نیز اشاره دارد به پدیدۀ بهار و رشد مجدد طبیعت .4 طبیعت ، حیات خود را وامدار بهار است.در طول بهار به رشد و بلوغ می رسد و در تابستان به بار می نشیند و با آغاز پاییز پا به سن کهولت می گذارد و در زمستان می میرد.گوئی که هیچ گاه سبز و سرزنده نبوده است .اما به گواهی بهار چنین نیست ! دوباره صوراسرافیلی بهار در نای طبیعت دمیده می شود و درختان و گیاهان دوباره ، طعم زندگی را می چشند. پس معاد چیزی نیست که فقط یکبار اتفاق بیافتد بلکه هر سال هنگام بهار تکرار می شود تا ما انسان های فراموشکار آن را ببینیم و یادمان بیفتد که قیامتی هم در کار است! و آن را پدیده ای عجیب و غریب و غیر ممکن ندانیم . آری هر انسانی به تعداد بهارهای عمرش قیامت را در وسعت زیاد مشاهده می کند . خداوندا ! « بهارهای عمرمان فراوان ! و یاد معادمان فراوان تر ! عبرت گرفتن هامان بیش تر! ایمانمان رو به افزایش ! گناهانمان رو به کاهش ، باد! » 1 – سورۀ سجده / آیۀ 11 2 – سورۀ یس / آیۀ 78و79 3 – سورۀ قیامت / آیۀ 3و4 4 - سورۀ فاطر/ 9 – سورۀ روم / 19 [ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 0:23 ] [ ققنوس 19 ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||