تبليغاتX
یا صاحب الزمان ادرکنی

 

 

با سلام و درود بیکران بر پاسداران سنگر علم و فرهنگ : دانشجویان گرامی

لطفا برای رویت نمونه سوالات درس اندیشه اسلامی از تاریخ ۲۴/۹/۸۸ مراجعه کنید.

 

رهبر و امام در جامعه اسلامي چه نقشي دارد ؟

  براي پاسخ به سؤال فوق ابتدا معني امام روشن مي شود، سپس به پاسخ مي پردازيم

 تعريفي که انديشمندان شيعه از امام دارند چنين است:

 امامت رياستي است عمومي هم در امور ديني هم در امور دنيايي (1) از نظر اعتقادي نيز شيعه امامت را لطف خداوند به بندگان خود مي داند،

امام صادق(ع) نيز در شرح موقعيت امام عبارات روشني را بيان داشت وفرمود: امامت ميثاقي است بين خدا و انسان (2) و آن که بميرد وامام خود را نشناسد همچون کافر مرده است.(3)

چنين امامي؛ از نظر اعتقادي دو نوع ولايت بر جامعه دارد

 1) ولايت تکويني که مضمون روايت «لولا الحجه لساخت الارض اهلها؛ اگر زمين از حجت خدا خالي باشد زمين اهل خودش را در خود فرو مي برد» (4) ، بنابراين زندگي موجودات عالم به زنده بودن امام(ع) است.

2) ولايت تشريعي امام (ع) ‌است که ولايت تشريعي امام از جنبه هاي مختلف اخلاقي، اجتماعي،‌ سياسي و ... است که مضمون آيات ابتدايي سوره مؤمنون در سايه عمل و اطاعت از ولايت تشريعي آنان حاصل مي شود تا انسان وارث بهشت شود «اولئک هم الوارثون الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون»(5)

اما از نظر اخلاقي: همان طور که هدف بعثت رسول خدا(ص) تکميل مکارم و فضايل اخلاق معرفي شده ائمه اطهار(ع) نيز سعي داشتند فضايل و حسنه نفساني و روش اکتساب آنها را تعليم دهند چنانکه بخش وسيعي از روايات و احاديث باقي مانده از آنان در زمينه مسايل اخلاقي است و وجود امام (ع) نيز بهترين الگو براي جلوگيري از افراط و تفريط هاي مسايل اخلاقي است. بنابراين تکامل روحي ومعنوي تنها در پرتو وجود امام(ع) انجام مي گيرد

 اما از نظر سياسي و اجتماعي:‌ شهيد مطهري مي نويسد: مسأله امامت را اگر از وجهه هاي اجتماعي و سياسي يعني از وجه حکومت و رهبري در نظر بگيريم نظير عدل است يعني داخل در حوزه امور ايماني است و اگر از جنبه معنوي بنگريم يعني از آن نظر که امام به اصطلاح احاديث حجت خدا و خليفه الله است رابطه معنوي ميان هر فرد مسلمان و انسان کامل هر زمان ضروري است، جز مسايل ايماني است(6)

+ نوشته شده توسط ققنوس در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 23:29 |

تکثر و حصرگرایی در ادیان

در طول تاریخ ، پیامبران بزرگی ظهور کردند که برخی از آنها صاحب شریعت و کتاب آسمانی بودند. آنچه امروزه از آن شرایع بر جای مانده است عمدتا در قالب سه دین بزرگ توحیدی، یعنی یهودیت ، مسیحیت و اسلا‌م است. درباره اینکه پیامبران صاحب شریعت چه کسانی بوده اند اختلا‌ف است. از این رو، داوری درباره برخی از آیین‌های موجود دشوار است. معمولا‌ آیین زرتشت هم جزء شرایع آسمانی به شمار میآید. برخی از دین شناسان غربی آیین های بودا، کنفسیوس و شینتو را هم جزء ادیان آسمانی به شمار آورده اند، اما دیدگاه رایج و تقریبا اجماعی در میان علمای اسلا‌می خلا‌ف آن است. از دید دانشوران و دین شناسان مسلمان، هر چند ممکن است برخی از آموزه‌های آیین‌های پیش گفته با تعالیم دینی اشتراک داشته باشد، اما میان آنها اختلا‌ف بنیادی و عمیقی درباره مسائل اصلی، مانند مساله خدا و معاد به چشم می خورد. اما اکنون با واقعیتی به نام تکثر ادیان مواجهیم و این موضوع مساله مهمی است که باید بدان پرداخت. با توجه به اینکه هر یک از ادیان موجود خود را بر حق می داند و نیل به سعادت را از رهگذر خود ممکن می شمارد این پرسش را بر می‌انگیزد که آیا ما انسان ها در مواجهه با پدیده تکثر ادیان می توانیم به دلخواه، هر دین آسمانی راکه خواستیم بپذیریم و از آن راه به خداوند تقرب جوییم؟ در پاسخ به این پرسش، کسانی معتقدند که این تکثر نشانگر وجود راه‌های مختلف رسیدن به خداوند است و در واقع به جای یک صراط مستقیم، صراط‌های مستقیم وجود دارد. این نگرش در اصطلا‌ح رایج امروزی پلورالیسم( کثرت گرایی) نامیده می‌شود و طرفداران آن را پلورالیست یا کثرت‌گرا می‌نامند. صراط‌های مستقیم که در پلورالیسم از آن سخن می رود محدود به ادیان آسمانی نیست، بلکه گاه به مظاهرو مکاتب دیگر نیز سر می کشد. در میان متکلمان مسیحی شاید جان هیک بـیـش از دیـگران دردفاع از کثرت گرایی سخن گفته است. نکته بدیعی که کیت یندل تذکر می دهد این است که کثرت ادیان غیر از کثرت گرایی است. اما دیگری نظریه الهیاتی یا فلسفی است که می خواهد آن تکثر واقعی ادیان را توضیح دهد و نباید کسانی به بهانه واقعیت تکثر ادیان از واقعی و حقیقی بودن کثرت گرایی سخن بگویند. اینکه آیا کثرت گرایی تبیین درستی از پدیده واقعی و تکثر ادیان است یا نه، موضوعی است که باید در جای خود بدان پرداخت. به این پرسش مهم پاسخ دیگری هم داده‌اند که به نام حصر گرایی( exclusivism) معروف است. طبق این نظریه همواره فقط یک دین وجود دارد که می تواند عهده دار هدایت انسان باشد. بنابراین یک راه مستقیم وجود دارد وهر راه دیگری بیش و کم از حالت اعتدال خارج است. حصرگرایی نگرش غالب در میان پیروان هر دینی است و شاید در طول تاریخ دراز آهنگ مسیحیت تا قرن بیستم کمتر کسی را می توان یافت که سخن از کثرت گرایی به میان آورده باشد. اصحاب کلیسا به استناد این سخن منسوب به عیسی (ع) که من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد خدا جز به وسیله من نمی آید همواره از انحصار دین نجات بخش و معتبر در مسیحیت دفاع می کردند و هنوز هم دیدگاه رایج درعالم مسیحیت همین است. در میان مسلمانان نیز اعتقاد جازم وجود داردکه راه هدایت همواره واحد است، به طوری که مسلمانان هر روز بارها از خداوند می خواهند که آنها رابه آن راه مستقیم-نه راه هـای مـسـتـقیم - هدایت کند، در اهدنا الصراط مستقیم.
جان هیک در این باره می گوید: در دین اسلا‌م نیز این اعتقاد راسخ وجود دارد که حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران الهی می باشد و نیز اینکه خداوند از طریق قرآن دین حقیقی رابرای انسان ها نازل کرده است، به نحوی که این دین همه پیام های وحیانی پیش از خود را در بر می گیرد و کامل می نماید ... بار دیگر می بینیم که چنین اعتقاد راسخی طبعا ترغیب کننده مردم به پذیرش کامل پلورالیسم (کثرت گرایی) نیست

کثرت گرایان به رغم اذعان به رواج نظریه حصر گرایی در میان پیروان ادیان می کوشند تا نظریه خود را بر کرسی نشانده، آن را توجیه نمایند. اینک به اختصار نظریه کثرت گرایی و حصر گرایی را بررسی می کنیم، اما پیشتر زمینه های بروز نظریه کثرت گرایی را به اجمال بررسی می نماییم. فیلیپ کوبین سه عامل را زمینه های ظهور کثرت گرایی دانسته است یکی اینکه بسیاری از مسیحیان از جنگ های مذهبی خسته شده ونوعی تساهل و تسامح پیشه خود کرده بودند. آزار یهودیان و در نهایت کشتار دسته جمعی آنان نـوعی احساس همدلی با یهودیان را در جامعه مسیحی رواج داده بودو همین روحیه یکی از عوامل گرایش به کثرت گرایی است. عامل دوم، گسترش مطالعات ادیان در جامعه مسیحی قرن بیستم است، عـالـمـان مـسـیـحی با مطالعات گسترده در اسلا‌م دریافتندکه وجوه اشتراک بسیاری میان اسلا‌م و مسیحیت برقرار است و همین طور میان ادیان دیگر.

این موضوع تاثیر روانی و معرفتی فزاینده ای در اقبال بـه کـثـرت گـرایی داشت. عامل سوم، همزیستی پیروان ادیان مختلف در کشورهای غربی است، این همزیستی فاصله های ذهنی را برداشته وکسانی مانند جان هیک را به این دیدگاه کشاند که پیروان ادیان دیگر نیز انسان هایی پاک و مطیع خدایند و در نتیجه رستگاری از آنان نیز دریغ نخواهد شد. بحث بررسی کامل درباره نظریه کثرت گرایی در این مجال اندک نمی گنجد، به ویژه به دلیل تقریرهای مختلفی که از آن وجود دارد. به علا‌وه تفکیک بین برخی از تقریرهای کثرت گرایی با حصر گرایی دشوار است، مثلا‌ برخی از نویسندگان مسلمان از نوعی کثرت گرایی به نام < کثرت گرایی دینی غیرفروکاهشی> جانبداری می‌کنند که مفاد آن همان حصرگرایی است. از طرفی گریزی از تبیین اجمالی برای کثرت گرایی نیست. از این رو تقریر جان هیک را که ادبیاتی ساده تر دارد، برگزیده و باز می‌گویم. مدعای کانونی کثریت گرایی آن است که همه ادیان آسمانی راه رستگاری‌اند. دلیل اصلی برای این مدعا به نظر جان هیک، آن استکه روح رستگاری عبارت است از اینکه آدمی از خودمحوری رهایی یابد و زندگی خود را برمدار واقعیت سر و سامان دهد. روشن است که مراد از واقعیت محوری، تنظیم حیات بر اساس خواست خداوند است.

 

+ نوشته شده توسط ققنوس در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 0:27 |

گروه اجتماعی: مسئله عالم غيب هميشه توجه همه را به خود در طول تاريخ جلب كرده و انسان‌ها در اين زمينه همواره كنجكاو بوده و سعی می‌كنند به حقيقت اين عالم اسرار آميز دست يابند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در قرآن كريم به عالم غيب در چند سوره اشاره شده است كه ما نيز به طور مختصر به آن اشاره می‌كنيم.

غيب به معنی چيزی است كه ديده نمی‌شود و در معنی دوم خود به «رويدادهائی كه در دور دست روی می‌دهند» غيب گفته شده (چون ديده نمی‌شوند)، به «گذشته و مسائل گذشته» غيب گفته شده (چون ديده نمی‌شوند)، به «آينده و مسائل آينده» غيب گفته شده (چون ديده نمی‌شوند)، به «خيال» غيب گفته شده (چون ديده نمی‌شود)، به مردگان نيز غيب گفته شده (چون ديده نمی‌شوند) و به «جائيكه كسی نيست» غيب گفته شده (چون كسی در آنجا ديده نمی‌شود.)

در قرآن غيب با معانی مختلف بكار رفته است. مثلاً در آيه 102 سوره يوسف بمعنی «گذشته» بكار گرفته شده است: « َلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِيهِ إِلَیْكَ... » اين از اخبار گذشته است كه به تو وحی می‌كنيم.»

در آيه 3 سوره بقره به معنی «جائيكه كسی نيست» بكار گرفته شده: «‌الَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ...: كسانيكه در "جائيكه كسی نيست» به خدا ايمان دارند ...». (يعنی وقتی در جائی كسی نباشد از نظر آنها "خدا" در آنجا هست و خلاف نمی‌كنند.)

از كاربردهای ديگر غيب در قرآن تقسيم هستی به «عالم غيب» و «شهادت» است: «عَـالِـمُ الْـغـَیـْبِ وَ الـشَّـهـَادَةِ...» «دانای جهان ناپيدا و پيدا»، ( تغابن: 18) كه اين تقسيم‌بندی تقريباً معادل تقسيم‌بندی جهان به ماده و انرژی در جهان دانش است.

"غيب" به معنی « آينده» از دانش و دسترسی انسان خارج دانسته شده است.« قـُلْ لا یَـعْـلَـمُ مَـنْ فِـی الـسَّـمَـوَاتِ وَالارْضِ الْـغَـیْـبَ إِلاّ الـلَّـهُ...: بگو: از كسانيكه در پديده‌های فضائی و در زمين هستند، كسی غير از خدا آينده را نمی داند»، (نمل: 65)

+ نوشته شده توسط ققنوس در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 23:22 |

عالم غيب و شهادت‏

جهان بينى توحيدى اسلامى، جهان را مجموعى از غيب‏و شهادت مى‏داند، يعنى جهان را تقسيم مى‏كند به دو بخش: جهان غيب و جهان شهادت.در خود قرآن كريم مكرر از غيب‏و شهادت، خصوصا از غيب، ياد شده است.ايمان به «غيب‏» ركن ايمان اسلامى است: الذين يؤمنون بالغيب. آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند. (بقره /3 )

و عنده‏مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو. خزائن غيب نزد اوست و جز او كسى به آنها آگاه نيست. ( انعام / 59 )

غيب يعنى نهان.غيب يا نهان دو گونه است: نسبى و مطلق.غيب نسبى يعنى چيزى كه از حواس يك نفر به علت دور بودن او از آن يا علتى نظير اين، نهان است، مثلا براى كسى كه در تهران است، تهران شهادت است و اصفهان غيب است، اما براى كسى كه در اصفهان است، اصفهان شهادت است و تهران غيب است. .‏

در قرآن كريم در مواردى كلمه غيب به همين مفهوم نسبى آمده است، مثل آنجا كه مى‏فرمايد: تلك من انباء الغيب نوحيها اليك . (هود /49 )اينها از جمله خبرهاى غيب است كه بر تو وحى مى‏كنيم.

بديهى است كه قصص گذشتگان براى مردم اين زمان غيب است، اما براى خود آنها شهادت است.

ولى در مواردى ديگر قرآن كريم كلمه غيب را به حقايقى اطلاق مى‏كند كه «ناديدنى‏» است.فرق است ميان واقعيتى كه قابل حس و لمس باشد ولى به علت دورى يا مانع، ديده نشود - آنچنانكه اصفهان از كسانى كه در تهران هستند نهان است - و ميان واقعيتهايى كه به علت نامحدودى و غير مادى بودن، قابل احساس به حواس ظاهره نيست و به اين اعتبار نهان است. بديهى است آنجا كه قرآن مؤمنان را توصيف مى‏كند كه به «غيب‏» ايمان دارند، مقصود غيب نسبى نيست، به غيب نسبى همه مردم - اعم از كافر و مؤمن - ايمان و اعتراف دارند.همچنين آنجا كه مى‏فرمايد: «و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو» كه اطلاع بر غيب را منحصر به ذات حق مى‏كند، مقصود غيب مطلق است و با غيب نسبى سازگار نيست.آنجا كه غيب و شهادت با يكديگر ذكر مى‏شوند، مثلا مى‏فرمايد: «عالم الغيب و الشهادة هو الرحمن الرحيم‏»  ( حشر / 22) او داناى نهان و پيداست، او بخشنده و مهربان است، يعنى داناى محسوس و نامحسوس است، باز ناظر به غيب ناديدنى است نه غيب نسبى.

رابطه اين دو جهان(جهان غيب و جهان شهادت)چگونه است؟آيا جهان محسوس مرزى دارد و وراى اين مرز جهان غيب است؟مثلا از اينجا تا پشت بام آسمان، جهان شهادت است و از آن به بعد جهان غيب است؟بديهى است كه اين گونه تصورات، عاميانه است.با اين فرض كه مرزى جسمانى دو جهان را از هم جدا كند، هر دو جا شهادت و هر دو جهان جسمانى و مادى خواهد بود رابطه غيب و شهادت را با تعبيرى مادى و جسمانى نمى‏توان توضيح داد.حد اكثر تعبيرى كه مطلب را به ذهن نزديك كند اين است كه بگوييم شبيه رابطه اصل و فرع يا شخص و سايه است، يعنى اين جهان به منزله انعكاسى از آن جهان است.از قرآن چنين استنباط مى‏شود كه هر چه در اين جهان است «وجود تنزل يافته‏» موجودات جهان ديگر است.

مجموعه آثار، استاد شهيد مرتضى مطهرى  ، جلد دوم صفحه 137  و138

+ نوشته شده توسط ققنوس در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 0:18 |

نتیجه
هدف از مقایسه سیر اندیشه و اعتقاد نجات بخشی و تطوّر آن در هر یک از ادیان و همچنین برابری ادیان در اعتقاد به ظهور منجی، بیان این نکته نیست که دینی از دین دیگر در این مسئله خاص متأثر گردیده و یا بر آن تأثیر گذاشته است. آنچه در این پژوهش موردنظر ‌می‌باشد این است که موارد همانند یا مشترک ادیان کنار هم قرار گیرند و این نتیجه کلی به دست آید که اندیشه نجات بخشی و اشاره به موعودی که در پایان جهان خواهد آمد و نظامی منطبق با قوانین الهی و آسمانی خواهد ساخت، در ادیان وجود دارد. اما اینکه این موعود کیست، چه موقع و کجا ظهور خواهد کرد، از جمله مسائل مورد اختلاف ‌می‌باشد.

آنچه مشترک است این است که نجات دهنده آخرالزمان از خاندان نبوت است و دارای همه صفات پسندیده ‌می‌باشد. در همه ادیان نوعی اعجاز در مسائل مربوط به موعود دیده ‌می‌شود. وصف جهان انتظار در ادیان گوناگون الگوی واحدی دارد; جامعه ای است که در زمینه‌های فردی، اجتماعی، سیاسی اقتصادی، علمی و فرهنگی به ابتذال کشیده شده، فساد و تباهی به اوج خود رسیده; آن گاه است که فرج نزدیک است.
همه ادیان با عبارات و شیوه‌های واحدی از ویژگی‌های عصر انتظار یاد کرده اند. سبب این همسانی این است که در همه دوران ها و برای همه مردم، ستم، کینه و جنایت ناپسند بوده است. از این رو، انتظار جامعه ای بدون ظلم و تصور جامعه آرمانی از گذشته‌های دور تاکنون اندیشه بسیاری از دانشمندان و محققان بوده است، به گونه ای که هر یک از آنان طرحی جداگانه برای ایجاد جامعه آرمانی تدوین نموده است. افلاطون (با طرح مدینه فاضله)، فرانسیس بیکن و فارابی از جمله این افراد ‌می‌باشند. طرح این گونه مسائل از سوی دانشمندان گوناگون و ریشه یابی آن در ادیان مختلف مانند مسیحیت، یهود و زرتشت و حتی مسلک هایی همچون برهما و بودا، نشانگر این است که زندگی در یک جامعه آرمانی خالی از ظلم و ستم ریشه در نهاد بشریت دارد.

 اما آنچه تمام این طرح ها را غیر عملی نموده، این است که آن ها واقع بینانه و همراه با ارائه روش نیستند، بلکه فقط یک جامعه آرمانی را به تصویر کشیده اند نه راه و روش رسیدن به آن را. همچنین هدف هایی برای این طرح ها تعیین نشده است تا بدان وسیله اراده و شور و خواست مردم را برانگیزد و آنان را به تغییر اوضاع و احوال موجود مایل گرداند. تنها طرحی که دارای این خصایص ‌می‌باشد اسلام است.

تحقق این جامعه آرمانی در متون دینی ما پیشگویی شده” همه ادیان با عبارات و شیوه‌های واحدی از ویژگی‌های عصر انتظار یاد کرده اند. سبب این همسانی این است که در همه دوران ها و برای همه مردم، ستم، کینه و جنایت ناپسند بوده است.... “

و هدف نهایی جامعه آرمانی این است که انسان ها به کمال حقیقی برسند; کمالی که جز بر اثر خداشناسی، خداپرستی، اطاعت کامل و دقیق از اوامر و نواهی الهی و کسب رضای خداوند و تقرّب به درگاه او حاصل شدنی نیست. جامعه ای که خداوند وعده فرموده است، جامعه ای است که افرادش عقاید، اخلاق و اعمال موافق با تعالیم و احکام اسلامی دارند.

خدای متعال تحقق چنین جامعه ای را وعده فرموده: (وَعَدَاللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَُیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً...) (نور: 55); خدای متعال به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که در زمین جانشینشان کند، چنان که کسانی را که پیش از آنان بوده اند جانشین کرد و دینشان را که برای ایشان پسندیده است، به سودشان استوار و پا برجا گرداند و از پی ترسشان امنیت جایگزین کند تا مرا بپرستند و چیزی را با من شریک نسازند...

آنچه این جامعه آرمانی اسلامی را از سایر جوامعی که در طول تاریخ بشر پدیدار شده اند متمایز ‌می‌سازد جهان بینی آن است; زیرا در این جامعه هر فردی به وجود و وحدت آفریننده جهان هستی ایمان دارد و خود را به عنوان موجودی که هستی خود را از او دارد ‌می‌شناسد و معتقد است خدای متعال رب اوست و او عبد خداوند. خداوند قدرت سلطه و جبروت مطلق دارد و انسان باید در برابر او نهایت ضعف، عجز، خضوع و خشوع را داشته باشد و نباید در برابر خدا اظهار عجب و بی نیازی کند. در این جامعه هر فردی موحد و مؤمن است و مهم‌ترین خصیصه جامعه آرمانی یگانه پرستی و نفی شرک و کفر ‌می‌باشد.

در این جامعه هدف آفرینش انسان ها و غرض از همه امور و شئون فردی و اجتماعی زندگی آدمی خداشناسی و ارتباط هر چه نزدیک تر و استوارتر میان خدای متعال و بشر است. در جامعه آرمانی اسلامی هر فردی ‌می‌داند آنچه در اختیار اوست، اعم از جسم و روح، امانت الهی است و باید در حفظ آن بکوشد و در قبال طبیعت دو موضع مهم دارد: یکی، امانت دار بودن و دیگری، خلیفه و جانشینی خدای متعال در روی زمین; ‌می‌کوشد که نعمت‌های الهی در طبیعت از بین نرود و تلاش ‌می‌کند که موجودات طبیعی رشد و کمال یابند و استعدادهایشان به فعلیت برسد و زمین را آباد کنند; چنان که ‌می‌فرماید: او شما را از زمین پدید آورد و آباد کردن آن را به شما سپرد. (هود: 61)

در جامعه آرمانی اسلامی هر فرد همه ارتباطاتش را با سایر افراد بر اساس دو اصل قسط و عدالت و احسان مبتنی ‌می‌سازد هر فردی حقوق و اختیارات و نیز تکالیف و وظایف خود و دیگران را همواره ملحوظ ‌می‌دارد و در مقام عمل رعایت ‌می‌کند. خدای متعال جور و ظلم را علت نابودی جوامع ‌می‌داند.

در جامعه آرمانی همه علوم و معارف و فنون، که به کار بهبود بخشیدن به فعالیت‌های اقتصادی افراد ‌می‌آیند، ترویج ‌می‌گردند.

در این جامعه کسی که بیشترین آگاهی را از تعالیم و احکام اسلامی و قوانین حقوقی اسلامی دارد و خلیفه الهی است و اوضاع و احوال موجود جامعه خود و سایر جوامع و کل جهان را در ابعاد مختلف به خوبی ‌می‌داند، اصول و قوانین الهی را بر جامعه حاکم ‌می‌سازد و بدین وسیله، نظام حقوقی کاملا عادلانه ای تعیین ‌می‌کند و در سایه آن حقوق افراد را معین ساخته و اختلافات را حل و فصل ‌می‌کند; همان گونه که خداوند فرمان داده است: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ...) (نساء: 59)

بنابراین، جامعه آرمانی مجموعه ای از افرد کاملا آگاه مؤمن، متعبّد، متّقی و عادل ‌می‌شود که مصادیق (الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ)هستند; یعنی هم به تعالیم و احکام اسلامی ایمان آورده اند و هم نظام ارزشی و رفتاری این دین مقدس را در زمینه اخلاق و حقوق عملا به کار بسته اند. در چنین جامعه ای ترس و اندوه و فقر معنا نخواهد داشت و آرامش برقرار است. چنین جامعه ای در احادیث وعده داده شده است; آنجا که ‌می‌فرمایند: در زمان حکومت منجی جهان، اگر پیرزنی از مشرق، به مغرب زمین سفر کند کسی او را ناراحت نخواهد کرد و یا برای پرداخت زکات، فقیری را نمی یابند و خداوند هم ایجاد چنین جامعه ای را وعده فرموده است: (الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ.)(حج: 41)

این سنت الهی است که در آیات بسیاری از قرآن به آن وعده فرموده است; مانند: (جَاءالْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً) (اسراء: 81); حق آمد و باطل از میان رفت که باطل از میان رفتنی است.

خداوند وعده داده است که پیامبران، فرمانبران و پیروان آنان را کمک و یاری کند: (فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ.)(مائده: 56)

البته همان گونه که در متن مقاله ذکر شد، اندیشه مهدویت و وجود موعود برای اصلاح جهان تنها توسط آیین اسلام طرح نشده است، بلکه بشارتی است که خدای متعال به همه انبیا داده است و تمامی ادیان توحیدی منادی این اندیشه بوده اند وآینده جهان را از آن صالحان خوانده اند و حاکمیت عدالت را بر سراسر گیتی حتمی قلمداد کرده اند و این اندیشه آن قدر در ادیان توحیدی پر رونق و آشکار بوده است که به ادیان غیرتوحیدی نیز رنگ داده و ادیانی که به ظاهر منشأ الهی نداشته اند نیز اعتراف به وجود مصلح جهانی کرده اند، اما اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (عج) به عنوان منجی عالم بشریت، باوری است اسلامی که بر اساس کتاب و سنت پدید آمده و همه مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند.

این باورداشت به عنوان اندیشه اسلامی بر پایه قوی‌ترین برهان‌های عقلی و نقلی استوار است و بررسی تاریخ و شواهد بسیار آن بهترین تأیید بر صحت آن به شمار ‌می‌رود و هیچ یک از مسلمانان به انکار در آن نپرداخته و خود پیامبر(صلی الله علیه وآله) اولین پایگاه برای نشر عقیده به مهدویت بین مسلمانان بوده اند. احادیث متواتری نیز در این باب وارد شده اند.

از این رو، ما مسلمانان همچنان که همه خبرهای غیبی خدا و پیامبر(صلی الله علیه وآله) را باور و به فرشتگان خدا و کتاب ها و پیامبران او ایمان داریم و آنچه را که از جزئیات و تفاصیل معاد و بهشت و دوزخ و مانند آن، که جز به وسیله وحی و خبر دادن پیامبر(صلی الله علیه وآله)قابل اثبات نیست به ما خبر داده اند تصدیق ‌می‌کنیم، همین طور به وعده خداوند نیز که آن را در کتابش خطاب به مؤمنان و همه بشریت فرموده ایمان داریم و نسبت به تحقق این وعده الهی در وراثت صالحان و حکومت اسلام و قرآن در تمام جهان تردیدی به خود راه نمی دهیم و از خداوند ‌می‌خواهیم که ما را بر این عقیده و بر تمام مبادی و اصول اسلامی و باورهای اصیل و صحیح پایدار و ثابت قدم بدارد.

 

+ نوشته شده توسط ققنوس در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 0:1 |

قیام منجی

الف. در عهدین

در اشعیای نبی ‌می‌گوید: او را بر پادشاهان مسلط ‌می‌گرداند و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مثل کاه که پراکنده ‌می‌گردد به کمان وی تسلیم خواهد نمود.

در مزمور ‌می‌گوید: شمشیر خود را بر ران خود ببند; یعنی جلال کبریایی خویش را، و به کبریایی خود سوار شده غالب شو به جهت راستی و حلم و عدالت، به تیرهای تو امت ها زیر تو ‌می‌افتند و به دل دشمنان پادشاه فرو ‌می‌رود.
در جای دیگر ‌می‌گوید: زحمات مرد صالح بسیار است، اما خداوند او را از همه آن ها خواهد رهانید و از دشمنان مرد صالح مؤاخذه خواهد شد.

در انجیل لوقا ‌می‌گوید: تا انتقام خون جمیع انبیا که از بنای عالم ریخته شده از این طبقه گرفته شود.

ب. در اسلام

در انقلاب حضرت مهدی (عج) دو مرحله وجود دارد: مرحله اول مبارزه با فساد و تحقق انقلاب و مرحله دوم تثبیت و استقرار حکومت حق و عدالت. طبق مدارک قطعی، شیعیان معتقدند که سرانجام اداره امور جهان در دست صالح‌ترین افراد بشر قرار خواهد گرفت. او قیام خود را از کنار خانه خدا آغاز ‌می‌کند و همزمان با ظهورش جبرئیل ندا بر ‌می‌آورد: «ینادی مناد من السماء باسم القائم فیسمع ما بین المشرق الی المغرب فلا یبقی راقدً الّا قام و لا قائمُ الا قعد و لا قاعداً الا قام علی رجلیه من ذالک الصوت و هو صَوت جبرائیل الامین»;     منادی از آسمان به نام قائم ندا ‌می‌کند و مابین مشرق و مغرب ‌می‌شنوند و خوابیده ای نمی ماند، مگر اینکه ‌می‌ایستد; ایستاده ای نمی ماند مگر اینکه ‌می‌نشیند و نشسته ای که بر پا ‌می‌خیزد از این آواز، و این صدای جبرئیل است.

این ندا برای عاشقان حق و راه یافتگان وادی معرفت ندای آشنا و جان بخش است; فریاد آزادی از دردها و نوید رهایی از ستم در آن نهفته است; ندای امام است که در نخستین خطابه خود مردم را به پیروی از قرآن و رسول خدا فرا ‌می‌خواند. این مصلح از دودمان پیامبر و از نسل امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فاطمه زهرا(علیها السلام) خواهد بود و به مقتضای حدیث معروف «یملأُ الارض قسطاً و عدلا کما مُلأَت ظُلماً و جوراً» عمل خواهد نمود

در منظر تشیع احاطه امام نمودار احاطه خداوند است.

علم و قدرت حق، همه عالم را فرا گرفته است و مظهر اسم محیط در خارج امام معصوم است که علم و قدرتش بر همه موجودات احاطه دارد. هر نفسی از نفوس بشری به هر اقتداری که باشد محاط آن بزرگوار است و هیچ کس جز خداوند بر آن گرامی احاطه ندارد او نمونه ای از احاطه علم و قدرت حق تعالی بر همه موجودات است; زیرا که امام از خودش چیزی ندارد و عبد و مملوک خداست. خداوند به او قدرتی در تصرف نفوس داده که تمام امور برایش سهل و آسان است. قدرت خدایی که همراه حضرت صاحب الزمان (عج) است، همان قدرت فوق طبیعی است. ایشان با نیروی الهی بر طاغیان زمان خویش مسلط خواهند گشت، ولی کسی را مجبور به ایمان آوردن به ولایت و امامت خود نمی فرمایند، بلکه مردم با کمال شوق اطاعتش را ‌می‌پذیرند.

+ نوشته شده توسط ققنوس در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 23:38 |

بسمه تعالی

خلاصۀ روش تحقیق

الف ) مراحل تحقیق:

 برای انجام تحقیق ابتدا باید مراحل زیر را طی کرد:

1 – تنظیم  طرح تحقیق که خود شامل قسمت های زیر می باشد:

1 – تعیین موضوع تحقیق -  2 – اثبات ضرورت تحقیق – 3 – مشخص کردن پیشینۀتحقیق – 4 – تنظیم سؤالات تحقیق – 5 – معین کردن پیش فرض های تحقیق – 6 – ارایۀ فرضیه های تحقیق – 7 – انتخاب روش تحقیق .

2 – جمع آوری اطلاعات: 1 – منبع یابی  -  2 – مطالعه – 3 – فیش برداری

3 – نگارش تحقیق: 1 – تنظیم فیش ها  -  2 – تهیۀ پیش نویس  - 3 – ویراستاری – 4 – تنظیم متن نهائی

در ذیل موارد فوق را مختصر شرح می دهیم:

1 طرح تحقیق

 : که خود شامل  7  مورد می شود . مطالب تنظیم شده در این قسمت  در مقدمۀ  تحقیق به کار گرفته می شود.

1 -  موضوع تحقیق: اولین قدم در هر تحقیق انتخاب موضوع می باشد . بدون این انتخاب تلاش های محقق پراکنده و بی ثمر است .موضوع باید با توجه به وقت ، امکانات ، توانائی ها ، علایق و نیازها انتخاب شود.یعنی جوابگوی پرسش های او باشد.مثلاً در درس اندیشه 2 موضوع معجزه انتخاب می گردد.

2 ضرورت تحقیق ::در این قسمت ضرورت بررسی موضوع تحقیق بیان می گردد. محقق باید ابتدا هدف خود از پرداختن به این موضوع را جنان تشریح و  تفهیم کند که به اهمیت آن بیافزاید. به عنوان مثال : از آنجائی که معجزه برای تشخیص پیامبر واقعی از مدعیان دروغین لازم است و اهمیت پیامبر نیز در هدایت انسان ها بر کسی پوشیده نیست ، بر آن شدیم در بارۀ این مهم تحقیقی کامل و جامع انجام دهیم تا مورد استفادۀ ایندگان قرار گیرد.

3 - مشخص کردن پیشینۀتحقیق: ممکن است افرادی قبلاً  موضوع مورد تحقیق ما را بررسی کرده باشند .باید ابتدا آ تحقیقات را بررسی کنیم و نقاط ضعف و کاستی های هر یک را مشخص کنیم تا برای طرح مجدد آن توسط خود جائی باز کنیم و کار خود را برجسته کرده ، لازم و مهم جلوه دهیم.

مثلاً در مورد موضوع معجزه باید چنین نوشت : کتاب های متعددی از جمله کتاب های کلامیی مثل تجرید الاعتقاد از خواجه نصیرالدین طوسی و شرح های آن ، تفاسیر قرآن مجید  ، .... به این موضوع پرداخته اند اما همه بطور مختصر و در ضمن موضوعات دیگر می باشد ما بر آن شدیم تا در تحقیقی جامع و مانع مفصل به آن بپردازیم.

4 - سؤالات تحقیق: مجموع سؤالاتی در بارۀ موضوع تحقیق می باشد .یعنی باید بیان کنیم به دنبال پاسخگوئی به جه سؤالاتی هستیم و پرده از چه ابهاماتی بر می داریم .تنظیم سؤالات در این قسمت می تواند در تهیۀ فهرست مطالب به ما کمک کند .محقق باید در طول تحقیق به پاسخگوئی به آن سؤالات بپردازد.مثلاً : 1 – معجزه چیست؟ 2 – انواع آن کدام است؟ 3 – از چه کسانی صادر می شود ؟ ...

5 - معین کردن پیش فرض های تحقیق: از آنجا که یک محقق نمی تواند در یک تحقیق همۀ مسایل را اثبات کند مسلماً باید مبانیی را  قبول داشته باشد و به اصطلاح پیش فرض بگیرد تا مجال بیشتری برای تحقیقدر موضوع خود را داشته باشد. مثلاً :ما معتقدیمکه خداوند برای هدایت انسان ها پیامبرانی را فرستاده است ( اصل نبوت)

6 ارایۀ فرضیه های تحقیق : مهمترین قسمت هر تحقیق نظریه پردازی در بارۀ موضوع آن است. با طرح فرضیه های نو و بدیع است که می توان تحقیق مبتکرانه انجام داد هر تحقیق می تواند شامل یک ، دو و یا بیشتر فرضیه باشد .محقق در طول تحقیق به رد یا اثبات فرضیه ها می پردازد. مثلاً فرض می گیریم که معجزه اصلاً علت طبیعی ندارد.

7 روش تحقیق : برای انجام تحقیق روش های مختلفی وجود دارد که بعضی عبارتند از :   روش کتابخانه ای  -  روش میدانی – روش  تاریخی – روش تحقیق پس از وقوع -  روش تجربی -  ....مثلاً در موضوع معجزه  روش کتابخانه ای انتخاب شده است.

2 جمع آوری اطلاعات

1 منبع یابی : در روش کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات، ابتدا باید منابع و کتب مربوط به موضوع تحقیق را شناسائی کرد.برای این کار می توان از نام کتاب ، فهرست مطالب کتاب ، کلید واژه ها و ... استفاده کرد.

2 مطالعۀ منابع : در مطالعه باید اصولی را رعایت کرد که مهمترین اصول آن عبارتند از: 1 – حرکت از پرسش آغازین . 2 – گزینشی عمل کردن . 3 – انتخاب آثاری که مؤلف آنها موضوع را تحلیل و تفسیر کرده است. 4 – انتخاب کتبی که نگرش های گوناگونی در بارۀ موضوع دارند.  5 – تقسیم وقت خود با فاصله های منظم میان تفکر شخصی و تبادل نظر با دیگران و اشخاص صاحب تجربه .

3 فیش برداری :از آنجا که منابع تحقیق همیشه در اختیار ما نمی باشند و برای هر مطلب باید جای مناسبی پیدا کرد ، ابتدا مطالب انتخاب شده را روی برگه های کوچکی که فیش نامیده می شوند ثبت می کنیم . هر فیش دو قسمت دارد : 1 – سربرگ فیش . که اطلاعات مربوط به منبع مورد استفاده وموضوع فیش  روی آن نوشته می شود. 2 – قسمت زیر سربرگ که  مخصوص نوشتن مطالب می باشد.مثلاً:

موضوع اصلی:   معجزه                                نام کتاب: کشف المراد      

موضوع فرعی: یک نمونه معجزه                  نام مؤلف: علامه حلی

موضوع جزئی: معجزه پیامبر اسلام               صفحه : 496

جوشیدن آب از میان انگشتان پیامبر (ص) پس از برگشتن از غزوۀ تبوک.(خلاصه)

* مشخص کردن موضوع فرعی و جزئی کمک زیادی در تنظیم مطالب به محقق می کند.

* مطالب را می توان  بطور عین مطلب ( مستقیم) ، خلاصه و یا ترجمه در فیش نوشت. که باید نوع برداشت را معین کرد .

* درهر فیش باید فقط مطالب مربوط به یک موضوع جزئی را نوشت.

3 نگارش

1 تنظیم فیش ها : پس از اتمام کار فیش برداری قدم اول در نگارش ، مرتب کردن آنها بر اساس موضوعات فرعی و جزئی است .فیش هائی که موضوع فرعی آنها یکی است را در یک« بخش» قرار می دهیم سپس از بین آنها نیز فیش هائی که موضوع جزئی آنها یکی است را در یک « فصل » قرار می دهیم.پس از آن فیش های هر فصل را بر اساس سؤالات تحقیق مرتب می کنیم و به آن نظم منطقی می دهیم.

2 تهیۀ پیش نویس: در این مرحله با توجه به سؤالات تحقیق پس از پاسخ به سؤال مورد نظر از فیش ها به عنوان شاهد صدق فرضیات تحقیق و یا به عنوان شرح مطلب کمک می گیریم.در این مرحله رعایت چند نکته ضروری است.1 – فقط یک روی برگه نوشته شود تا جابجائی احتمالی مطالب آسان باشد.2 – هر فیش که از مطالب آن استفاده می شود، مشخصات سر برگ فیش ( نام نویسنده، نام کتاب ، شمارۀ صفحه ...)در پاورقی ذکر گردد.پس از ثبت مطلب شماره ای به آن داده و همان شماره را در پاورقی نیز ثبت می کنیم.3 – برداشت های مستقیم از فیش را داخل گیومه «    »  قرار دهیم. 4 – حتماً از نظرات خود و فرضیه های تحقیق استفده گردد تا کار تحقیقی ردیف کردن فیش ها نباشد.

3 ویراستاری:پس از اتمام تحقیق یکبار ایگر از ابتدا تا انتها مطالب را با دقت مطالعه می کنیم و اشکالات دستوری و املائی آن را بر طرف می کنیم.اگر جای مطلبی نا مناسب بود آن را جابجا کرده در محل مناسب قرار دهیم.

4 - پاکنویس یا تایپ مطالب : پس از اتمام غلط گیری تحقیق را با خط خوانا پاکنویس کرده یا آن را تایپ می کنیم.

ب) اجزای تحقیق به ترتیب قرارگیری:1 – جلد تحقیق ( که دارای موضوع تحقیق و طرح مربوط به موضوع نام محقق می باشد.) 2 – صفحۀ بسمله . 3- صفحۀ عنوان (نام دانشگاه ، نام محقق ، نام واحد درسی ، تاریخ اتمام  ، نام استاد) 4 – صفحۀ تقدیم. 5 – صفحۀ تشکر. 6 – فهرست مطالب . 7 – متن تحقیق . 8 – فهرست منابع -

 تهیه و تنظیم : یزدان پناه -  موفق و پیروز باشید.7/7/88

+ نوشته شده توسط ققنوس در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 19:16 |

بسمه تعالی

باسلام و تبریک سال تحصیلی جدید و آرزوی موفقیت برای تمامی دانشجویان  از دانشجویان عزیزم تقاضا دارم پس از مطالعه همه موضوعات تحقیق و در نظر گرفتن منابع تحقیق موضوع منتخب خود را به شکل خصوصی ارسال نمایند. موفق باشید

موضوعات تحقیقی واحد اندیشه اسلامی 2

ردیف

نام موضوع

نام دانشجو

ردیف

نام موضوع

نام دانشجو

1

ضرورت نیاز به دین

 

 

 

 

2

نبوت در قرآن

 

 

 

 

3

دلایل نیاز به پیامبر

 

 

 

 

4

ویژگی های پیامبر

 

 

 

 

5

نقش های مهم پیامبر

 

 

 

 

6

جنگهای پیامبر

 

 

 

 

7

معراج پیامبر

 

 

 

 

8

ماهیت وحی

 

 

 

 

9

نزول قرآن

 

 

 

 

10

اعجاز قرآن

 

 

 

 

11

ماهیت معجزه

 

 

 

 

12

معجزه و قانون علیت

 

 

 

 

13

کثرت گرائی در ادیان

 

 

 

 

14

رابطه علم و دین

 

 

 

 

15

رابطه عقل و دین

 

 

 

 

16

دلایل نیاز به امام

 

 

 

 

17

امامت در قرآن

 

 

 

 

18

نقش های مهم امام

 

 

 

 

19

ویژگی های مهم امام

 

 

 

 

20

عنصرسیاست در زندگی امامان شیعه

 

 

 

 

21

بررسی حدیث غدیر

 

 

 

 

22

مهدویت در اسلام

 

 

 

 

23

منجی در ادیان دیگر

 

 

 

 

24

ولایت فقیه

 

 

 

 

25

ولایت مطلقه فقیه

 

 

 

 

26

مرجعیت علمای دینی

 

 

 

 

27

در باره رجعت

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ققنوس در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 0:7 |

ویژگی یاران حضرت

الف. در عهدین

برای یاران مهدی (عج) ویژگی خاصی بیان شده است.

در اشعیای نبی ‌می‌گوید: علمی به جهت امت‌های بعد بر پا خواهد کرد و از اقصای زمین برای ایشان صفیر خواهد زد و ایشان تعجیل نموده، به زودی خواهند آمد و در میان ایشان احدی خسته و لغزش خورنده نخواهد بود و احدی نه پلکی خواهد زد و نه خواهد خوابید و کمربند احدی از ایشان باز نشده، دوال نعلین احدی گسیخته نخواهد شد که تیرهای ایشان تیز و تمامی کمان‌های ایشان زده شده است، ایشان مثل شیر ماده و مانند شیران ژیان غرش خواهند کرد.

در دانیال نبی ‌می‌گوید: در ایام این پادشاهان خدای آسمان ها سلطنتی را که تا به ابد زایل نشود برپا خواهد نمود.
در مزمور ‌می‌گوید: چشمان خداوند به سوی صالحان است. چون صالحان فریاد برآورند خداوند آن ها را شنیده و ایشان را از تنگی‌های ایشان رهایی بخشد.

در اشعیای نبی ‌می‌گوید: ای رسولان تیزرو بروید نزد امت بلندقامت و براق نزد قومی که از ابتدایش تاکنون مهیب بوده اند، یعنی امت زور آورنده و پایمال کننده.

در جای دیگر ‌می‌گوید: دروازه را بگشایید تا امت عادل که امانت را نگه ‌می‌دارند داخل شوند، طریق راستان استقامت است.

همچنین در فرازی دیگر ‌می‌گوید: اینک بعضی از جای دور خواهند آمد و بعضی از شمال و از مغرب; ای آسمان ها ترنم کنید و ای زمین وجد نما و ای کوه ها آواز شادمانی دهید; زیرا خداوند قوم خود را تسلّی ‌می‌دهد.

ب. از نظر قرآن

قرآن کریم ‌می‌فرماید: (بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِی بَأْس شَدِید) (اسراء: 5); بندگانی از خود را که دارای قوت و نیرومندی شگرفی هستند به سوی شما ‌می‌فرستیم.

در تفسیر نورالثقلین پیرامون تفسیر آیه شریفه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: آنان کسانی هستند که خداوند - تبارک و تعالی - پیش از ظهور قائم (عج) آن ها را برمی انگیزد و آنان دشمنی از آل پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرا نمی خوانند، مگر اینکه او را به قتل برسانند.

در روایات اسلامی در مورد تعداد یاران حضرت و نیز شباهت آن ها به اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مسائل دیگر سخن رفته است. در اینجا به یک ویژگی آن ها اشاره ‌می‌شود:

یاران امام (عج) از تمام سرزمین‌های اسلام و از دورترین کرانه‌های گیتی و از نقاط پراکنده گردهم ‌می‌آیند.
از منظر اسلام، یاران مهدی افرادی هستند که خداوند آنان را با عباراتی مانند «عبادی و عباداً لَنا»، وصف نموده است و یاری آنان را با عباراتی مانند: «اَیَّدنا المؤمِنینَ» تضمین نموده است، همان گونه که پیروزی اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) را در جنگ بدر توسط ملائکه وعده فرموده بود.

در کتب عهدین نیز به چگونگی غلبه منجی بر سراسر جهان اشاراتی شده است.

+ نوشته شده توسط ققنوس در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 1:21 |

بسمه تعالی 

                                                          معلم و آینه

                                             

صبحدم گفت با من آیینه                            که نشستی  و مهرگان آمد

غارت حسن بی کرانت را                                 دم افسردۀ خزان آمد

گفتمش عاشقان دلبندم                                 همچنان در انتظار منند

تا ستایشگران کوچک من                                دست در گردنم در آویزند
 

با شتابی که سوی من آیند                              با دل و جان من در آمیزند

خوبرویان و دل ربایان را                                  گر به عمری بهار یک بار است

باغ شاداب و پر شکوفۀ من                            از نهالان تازه سرشار است

بی گمان هر نهال کوچک من                               روزگاری به بار بنشیند

هر نهالم که بارور گردد                                       در برم صد بهار بنشیند

با من افسردن و خموشی نیست                        من بهارم ، بهار جاویدم

دست من راه اهرمن بندد                                   من سروش بهشت امیدم

سوختم گر به شاهراه امید                                 پرتو افشان صبح فردایم

هر پیروزی هست و بهروزی                         آن میان بی نشان میدانم

اینک ای دل سیاه ظاهر بین                         گر به چشم تو خوبروی نیم

سر بلندم که از گذشت زمان                       مو سپید سیاه روی نیم

 

بهار تعلیم و تربیت بر همۀ معلمان و دانش آموزان مبارک باد

+ نوشته شده توسط ققنوس در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 0:39 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده


Powered By
BLOGFA.COM


P align=center>